خاطراتی زمستانی

مي خوانند ملاحان سرودي :

اگر باران به کوهستان نبارد به روزي دجله گردد خشکسالي

     سال‌های پیش سرودهای انقلابی نمود زیادی در صدا و سیما داشت. شاید دهه‌ی آخر صفر از ملاحظاتی باشد که باعث شده، رنگ و بوی انقلاب اسلامی 57 کمتر شده و به پخش بخش‌های گزینشی از سخنان امام، اکتفا شود. در هر صورت همین مقدر هم کافی است تا روزهای زمستان 57 برای افرادی که آن روزها را درک کردند تدائی گردد. زمستان آن سال نسبت به سال های پیش از آن برف کمتری می‌آمد. سابقه‌ی سرمای بجنورد و زمستان‌های طولانی گریوان، باعث می‌شد تا گرمای خورشید 57 به مزاق خوش آمده و مثل دیگر تصورات خویش که شاید پیک احساسات و خوش‌بینی‌های امثال ما بود، توجه فوق‌العاده‌ی خدائی را از اعمال خویش داشته باشیم. با همین تصور و اعتماد به نفس زایدالوصف، شعارمان این شده بود که "به کوری چشم شاه زمستانم بهاره" متاسفانه این بهار در زمستان در اکثر سال‌ها تداوم یافته و به حدی رسید که کلوخ‌های مزارع گریوان هم خیس نمی‌شود. هفته‌ی گذشته وقتی برای راه‌پیمائی به سمت سرچشمه می‌رفتم، حتی نگران پیمودن راه با کفش‌های معمولی روی آسفالت هم نبودم. 90 دقیقه راه و بی‌راه، در پستی و بلندی، دریغ از تغییری در ظاهر کفش‌ها. حال آن که، دوران کودکی و نوجوانی ما، بدون چکمه، نه در بیابان که داخل گریوان نیز نمی‌شد، راه رفت. بهمن‌های پیشین را سایه‌وار در ذهن دارم اما، بهمن 57 و بهمن 88 را ثبت شده در تاریخ خویش می‌بینم که شباهت‌های زیادی به‌هم دارند. صبح الطلوع که جو را متغیر دیدیم، پسرم انتظار تغییر آن‌چنانی و انقلابی زمستانی را داشت. ولی من، بی‌هیچ توجه مثل هر روز خودروی ضعیف خویش را به خیابان رانده، بی‌ملاحظه‌ی چندپرک برف با سرعتی همیشگی به سوی مقصد خویش راندم. گوئی تجربه‌ی سال‌های زمستانی، امروز برفی را هم نوید تغییری نبوده و آن چه می‌پنداشت پسرکم، سرابی بیش نبود. شاید او باید، زمستان های زیادی را بی‌‌‌خز بگذراند، تا آن‌چه، من به گفته‌های پدرسالخورده ام بی‌توجه بودم، در سالیان بعد به چشم خود ببیند.

 

پهلوان الياس | موضوع اجتماعی | یکشنبه، 18 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت 
(نظر بدهید.)

 یادواره 52 شهید منطقه گریوان

 

  به رسم روزگار و قانون نانوشته‌ی همه‌ی مهاجرین و جلای وطن کرده‌ها، مراسم تاسوعا و عاشورا را به زادگاه‌مان گریوان رفتیم تا زنده و مرده‌هایمان را یک‌جا ملاقات کنیم. دیدار خوبی بود.
   با اطلاع قبلی قرار بود که روز سوم امام حسین(ع) یادبود 52 شهید منطقه‌ی گریوان هم برگزار شود. با دعوتی که قبلا و در همان روزها به‌عمل آمد، اصل را بر ماندن، علی رغم، هشدارهای ظریف اداری و خانوادگی که پشت سر بود،  شرکت در کنگره بهانه‌ای شد تا سفر دو روزه را چهار روزه کنیم. سرمست از این‌که از شهر ودیار و شاید به زبان مادری به‌توانیم، گزارشی از مراسم، عاشورای حسینی در گریوان و متعافب آن اخبار یادواره را در وبلاگ‌های گریوان مستقیما از گریوان منتشر کنیم. برکسی پوشیده نیست که هم‌زمانی وقایع مرکزنشینان، ما کوه پایه نشینان را اپراتی شد که دست‌رسی به شبکه‌ی اینترنت را از ما دریغ دارند. با سعی وافر و تلاش چنید ساعت، فقط جناب بلگدون این امکان را به این مسافر داد که از گریوان یک پیام با عنوان یادواره شهدای منطقه گریوان  اطلاع رسانی کنم. البته با این گفتار امیدوارم در اینده حوادث این بی‌چاره هم به عواقب بقیه سایت‌های میزبان که مشمول حادثه‌ی آن روز شده بودند، نه گردد. موضوعات یادواره وسوابق آن برای خیلی‌ها روشن بوده وتوصیه‌ای برای ماندن نه داشتند ولی چون من دنبال بهانه بودم، به احترام شهدا که در نوشته‌ی با مشکل مواجه شده، نیز به آن اشاره داشتم و به خاطر بچه های با صفا و مخلص گریوان و مسئولین محلی کنگره ماندن را ترجیح دادم. از بیان بعضی سخنان مدعوین و مجرین اجتنابی نیست ولی حداقل انتظار من این بود که مجری مستقیم و اعلام کننده‌ی برنامه ها از بچه های گریوان و روستاهای اطراف باشند و نه افرادی که به عنوان میهمان به گریوان  وارد  شده‌اند. همچنین نام و یاد بعضی از شهدای منطقه(52 شهید) توسط اهالی و دوستان‌شان گرامی داشته شود. امیدوارم این نقیصه و خواسته های مردم که در مورد این برنامه و برنامه‌های مشابه دارند، در آینده و در جلسات دیگر جبران شود.

 

 

پهلوان الياس | موضوع محلی | چهارشنبه، 16 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت  ادامه مطلب
نظرات 5

 

تلاش شیاطین و غفلت انسان

      آن‌چه نزدیکان و همراهان امام در خصوص ایشان می‌گویند، یک بحث است و آن‌چه در سیره‌‌‌ی ده‌ساله‌ی امام دیده شده و یا در صحیفه نگاشته شده یک بحث دیگری است. گفته‌های ارادتمندان ایشان به سبب زاویه دید هر یک، متفاوت می نماید از دیگری و شاید مستند برای همه‌ی امور نه‌گردد. ولی آن‌چیزی که در بیان و نوشتار حضرت‌ش آمده به جهت اطلاع وپیش‌بینی او بعد خودش، فقط دست‌خط و گفتارش را ملاک استناد و عمل قرار داده است. متاسفانه اختلاف و برداشت‌های چندگانه نه در فرهنگ که در دین و مذهب ما هم سابقه‌ای طولانی دارد. توجه امروزی به عکس امام، واقعا عکس کردن امام است.  طبق قانون فردی که جرمی را مرتکب شده باید خودش پاسخ‌گو باشد حتی خانواده و اهل منزل او هم نه باید، از خطای او در مشکل و سوال افتند، تا چه رسد  به دوستان و هم مسلکان و... چه معنا دارد که امامی که حاضر نه‌بود لحظه و روزی کشور برای موضوع خاصی با مشکل مواجه و یا تعطیل شود، چند روز و چند ماه با بحران مواجه گردد. حال اگر کسی در این رابطه و یا هر ارتباطی خلافی مرتکب شده خصوصا که از او عکس( خودش) و فیلم هم دارند، و یا کسی که اعتراف می‌کند خطائی را مرتکب شده برخورد نمایند. نه‌کند این موضوع مستمسکی برای ماه محرم شده و عزای مردم را به عزایی دیگر تبدیل نمایند. این مسائل سابقه دار شده ، موضوعاتی در کشور اتفاق می‌افتد، که فرصت‌هائی مثل ماه مبارک و محرم‌الحرام با حاشیه‌های فراوان به حاشیه رانده شده و اصل موضوع از دست‌رس دور می ماند. البته شیطان بی‌کار نیست. هر کسی را به نوعی مشغول می دارد، تا از یاد معبود غافل شود. زیاد دیده شده که در عزای عزیزی بی‌جهت می‌خندیم و  یا عروسی را به دعوا و نزاع آلوده می‌کنیم. 

 

پهلوان الياس | موضوع اجتماعی | چهارشنبه، 25 آذر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 
(نظر بدهید.)

 به سپيدي برف
    شايد تغيير هوا و روي سپيد شهر عاملي بوده تا دماي ثابت وبي‌روح انگشتانم به جنبش آمده و در وادي چه‌کنم، چه‌کار کنم، واپسين روزهاي سرد پائيزي، مطلبي نه در خور حال‌روزم که باشد از براي به روز کردن اين مجاز مکان استيجاري رسته از بداخلاقي‌هاي موجري که به هر بهانه‌اي، قرارداد اجاره را يک‌طرفه و بي‌هيچ اخطاري، هم‌چون رحمت شمسي خانوم، ملغي کرده، اسباب واثاثيه‌ي مستاجران بي‌جا و مکان را در هواي سرد زمستان اخواني، به کوچه‌هاي دل‌تنگي روزگار غريب مي‌ريزند تا مايه‌ي عبرت خاص و عام گردند. من از هواي سرد وحشت نه دارم، سال‌هاي سال است که آن برف‌هاي کوچه بست را نه‌ديده‌ام. يادش به خير برف که مي‌امد چله‌مست مي شدم.  با پشت لب‌هاي تازه سبز شده و قنديل بسته به سوي کسب آن‌چه که آن روز شاد و اميدوار به دنبالش بوديم، دو شيفت طي طريق مي کردم. شاد و اميدواري را از آن روي به خاطر دارم که آن يار دبستاني‌ام در يکي از آن طي طريق‌هاي شتابان، صدايم کرد: آي خره دنبال اين کارا نه‌دو آخر وعاقبت نه‌داره، برو درس به‌خوان. و او بعدها پزشک شد و من با عشق آبادي و سر سبزي، کارمند. مي‌گفتم که ما همه‌ي ايران را هم‌چون شمال سبز مي‌خواهيم. به همين اميد خيلي کاراي خوب وبد کردم. تراکتورها و مخربين مراتع را که شبانه و در خفا بوته‌هاي مرتعي و جنگلي  را کنده و زراعت کشت مي‌کردند، از مراتع مي‌راندم  ...
 هنوزم با اين‌که از سرما مي‌لرزم، اما مست وشادم. برف را صدا مي‌زنم ولي از روح زمستاني مي ترسم. چه آن‌وقت که مستاجربودم از ترس اسباب‌کشي زمستان با موجران سر سازش داشتم وچه آن‌گاه که مستاجر گرفتم، مدارا کردم که او يک دست در جيب ودست ديگر برجهاز از اين در به آن در نه‌شود. و حال نگران زمستان‌هاي فرزندان خود و بچه‌هاي ناشاد ترسان از زمستان، هاج و واج ميانه‌ي راه، چشم دوخته به بهار خرم و شادي‌ها...

 

پهلوان الياس | موضوع اجتماعی | چهارشنبه، 18 آذر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 
(نظر بدهید.)

 سلامت محیط زیست در همه حال
   در هر بحثی دغدغه‌های زیست محیطی را غافل نه‌بوده‌ام. در موضوع پست قبلی هم، حتی درخواست شهر شدن را به رشد امکانات برای استفاده از طبیعت زیبای گریوان، پیوند داده‌‌ام. با این حال کامنت ویادداشت یکی از مراجعین محترم - وآشنائی که آدرس برای پاسخ و عرض ارادت نه‌گذاشته‌اند- حائز اهمیت است:
" با سلام . ترا بخدا در شهر شدن گریوان اصرار نکنید. با شهر شدن تمام زیبائیها وصداقتها وهمبستگیها همدلیها حتی طبیعت را از دست خواهید داد.دنیا از شهر و شهر نشینی خسته و به روستا ها رو اوردن حالا راه امتحان داده انها را میخواهید طی کنید. زمانیکه ماشین نداشتیم در مسیر دیدن یک فامیل 50 نفر را حضوری میدیدم و روبوسی میکردیم .خوشحال میشدیم .حالا با ماشین مستقیم جلو خونه فامیل پیاده وبه دردلها وناراحتیهاش گوش میدهیم. شاید باورتون نشه دهکده های ساحلی قشنگی در استرالیا وجود دارد که به شکلی حتی پذیرای توریستها نیستند .چون معتقدند اسایش وزیبائی انها را میگیرند. اقتصاد بهتر که تضمین کنند اسایش نیست لذا ترجیح میدهند ان بخش از اقتصاد را نداشته باشند ولی در ارامش وصداقت وصمیمیت زندگی کنند .از توریستها در محلهای توریستی عین رستوران پذیرائی میکنند که مخل اسایش سایرین نباشند و تامین کننده بخش اقتصادی جامعه نیز باشند."
  ایشان به خوبی به استفاده از طبیعت ضمن تامین بخش اقتصادی جامعه دارند. وقعیت این‌است که گریوان با وجود استعدادهای بالقوه برای توسعه‌ی فعالیت‌های تولیدی، اعم از کشاورزی و صنعتی و خدمات، به لحاظ خیلی از امکانات اولیه‌ی وزیر ساخت های ناقص از جایگاه واقعی خود دور مانده است. در تمام توصیه‌ها موضوع حفظ طبیعت و فرهنگ بومی منطقه تاکید شده ولی با روش‌های جاری اداره کشور، هر روستائی خواهان شهر شدن، هر شهری خواستار شهرستان و شهرستان‌ها به دنبال استان شدن هستند. و اهالی گریوان از این قاعده مستثناء نه‌بوده وبرای جبران کم‌بودهای خود نزدیک‌ترین راه مرسوم را دنبال است. امید آن‌که این نوشته در راستای تقاضا و توجیه خواسته‌هایمان هم‌‌راه با پاسخ پیام پیش‌گفته باشد.

 

پهلوان الياس | موضوع زيست محيطی | شنبه، 25 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 
نظرات 1

 

تعاریفی از شهر وروستا
    مدتی است که مردم گریوان، خصوصا شورای اسلامی روستا، به دنبال توجیه مسولان شهر و استان است تا ثابت نماید که گریوان قابلیت تبدیل به شهر و سپس مرکز بخش را دارد. از آنجائی که مسولین برای هر اقدامی مستمسک قانونی نیاز دارند- که صد البته به این قوانین اشراف کامل دارند -  ولی برای اجرای آن اعداد وارقام مستندرا می‌خواهند. این مهم بر عهده‌ی مردم و شوراست که مدارک مثبته را ارائه نماید. ولی ضمن وقوف به اینکه که واقعا گریوان با ملاک‌هائی که در ادامه این یادداشت آمده شرایط لازم را دارد، ولی با یک بیان توصیفی و خارج از زبان آمار و ارقام هم ضرورت تبدیل گریوان به "شهر گریوان" را اجتناب ناپذیر می‌کند. بجنورد به عنوان مرکز استان خراسان شمالی، دروازه عبور جهان‌گردان وایران‌گردانی است که به بنا به دلایل زیادی، توقف یک یا چند روزه‌ای را در بجنورد دارند. به جرات می‌توان گفت در نزدیکی و اطراف بجنورد بعد از باباامان وبش‌قارداش، جائی به خوبی گریوان وچشمه‌سارها و کوه‌های آن برای تفریح و گردش در طبیعت نیست. اگر هم‌چون گذشته‌های نه چندان دور  راه عبور را به مسیر فیروزه باز گردانند، تفرح‌گاه گریوان  و اطراف آن را متصل به بجنورد فرض باید کرد و نه مسافت حدود سی کیلومتری فعلی. هرپروژه گردش‌گری، اعم از: توریسم، اکوتوریسم، توریسم کشاورزی وباغی، صنایع دستی وفرش، آب‌های معدنی، کوه‌نوردی،.... در این منطقه قابل اجرا بوده و جاذبه سرمایه‌گذاری دارد. ...
  و برای اطلاع مردم و مسولین گریوان، برخی تعاریف متداول در ادامه درج می گردد:

 

پهلوان الياس | موضوع گریوان وگریوانیها | چهارشنبه، 15 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هشت  ادامه مطلب
نظرات 1

 

ما را چون علی باید

  ازعلی گفته‌‌ها آمده وخواهد آمد. هر نسل وعصری از علی گفته و او را خواسته. بعض خواستن‌ها فروکاستن بوده و  وصف‌ها برداشت‌ها نسلی وفصلی انسان‌ها. وچاره‌ای هم نیست. اگر علی را بشر توان گفت، (که باید هم گفت چون اگر غیر این باشد، بر انسانها حرچی نیست چون فوق بشری را بابشر نتوان مقایسه کرد) از بحث‌های بشری هم اجتناب نه‌توان کرد. ما بشریم وبه وسع خود و با تاثیر و تاثر از محیط پیرامون، اظهار نظر کرده و ابراز احساسات نسبت به علی می‌کنیم. علی را به حق جمع اضداد گفته اند. حال اینکه جمع ضدها ممکن است یا نه؟ پاسخی است که به واسطه‌ی رفتارهای ایشان که گویی در همه‌ی اعصار بوده وکلامش آئینه‌ی تمام نمای نسل‌های گذشته وامروز و بعدها است. عدالت، اخلاق، جنگ، صلح، دعا، حکومت، خانه نشینی ، صبر،...و شهادت او آرزویی است که همه نسل‌ها در پی اش بوده و سر وجان‌ها برایش نثار وایثار کرده‌اند و قطعا خواهند کرد. تمسک یک گروه و دسته و حکومت و.... به علی وعدالت واخلاق  او مانع آن نه‌بوده که  مخالفین ایشان(متمسکین راست و دروغ) به واسطه‌ی مصادره‌ی  وی ، روی از علی برگردنند. طرفداران و یاران ومعتقدین  به علی را بازه‌ای یزرگ است که زاویه ی  بازی نسبت به هم وگاها خلاف جهت هم‌دیگر دارند. شدت خلاف جهت به حدی است که طرف‌دارو دوستادار وعاشق و مریدایشان آن  دیگردل باخته و شیدا  را تکفیر کرده ومشرکش می خواند. واین‌همه مانعی برای طی طریق دیگری نشده و نه‌خواهد شد. به هر روی ما هم با قلیل بضاعت خویش در شب شهادتش از او می خواهیم که را نشان مان دهد و÷ایدارمان به دارد و سر وسامانمان دهد دراین وادی بی سامانی . وسبزمان به دارد همیشه واندیشه های سبز او را پاس به داریم.

 

علی هم می توانست اما...

خلیفه نیستی

سلطان هم

فقط امام اول مظلومانی

و جای پنج سال

می‌شد که پنجاه سال حاکم باشی

می‌شد که شامات را

چون دندانی کند و پراکند

که سهم بچه‌های ابوسفیان باشد

و در امارت کوفه

کاری هم به «ابن‌ملجم» و «قطام» داد.

می‌شد هر سال

به هند و پارس

به چین و ماچین دعوت شد

سلطان روم
....بقیه در ادامه


ادامه مطلب

 

پهلوان الياس | موضوع مذهبی | پنجشنبه، 19 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هشت  ادامه مطلب
(نظر بدهید.)

 

ضیافت‌الله

   هر عضوی اگر وظایف خود را برای مدت زیادی تعطیل کند، اختیار آن عمل یا وظیفه از او سلب می‌شود. ظاهرا این قاعده در همه‌ی سیستم‌های زنده جاری وساری است. سیستمی مثل بدن انسان، سیستم‌های اداری، اجتماع و... برای امتحان مدتی یکی از چشم‌ها را ببندیدو یا یکی از دست‌ها بر گردن آویزید، بعد مدتی خواهید دید که این اعضاء از انجام وظیفه‌ی خود، حداقل برای مدتی عاجز هستند.
  راستش این مقدمه‌ی کوتاه در اولین فرصت به‌دست آمده برای نوشتن ویا بهانه‌ای برای آپ‌، در ذهنم خطور کرد و دلیلی است بر همه‌ی کم‌‌‌‌‌کاری و خودسانسوری‌های اخیر. مدتی است نمی‌دوم، پاهایم، تحرک گذشته را نه‌دارند، زمانی است که نمی‌نویسم، ذهنم فلج شده و انگشتانم مسیر عبور روی کیبورد را از یادبرده‌اند، دیر وقتی است برای توجیه اوضاع سیاسی برای فرزندانم حرف قابل دفاعی نه‌دارم و....
   اما تادلتان بخواهد، شنیده ودیده‌ام. در مورد این آخری زیاد دیدن(صفحه‌ی مانیتور و تلویزیون) نه‌تنها اثر مقدمه‌ی گفته شده را نه‌دارد، بلکه ضعف ونابینائی راهم حادث می‌شود. شنیده‌ها ودیده‌ها راهم که همه دیده‌اند، این‌که من باز به‌گویم هر آن‌چه حتی یک‌روز از این شصت روز را چه گذشت و چه فکر می‌کردیم چه شد، برای خود یادآورتلخ‌گامی‌ها باشم  وبرای بقیه ملال اندر ملال. ولی آن‌چه دراین روز وشب‌های عزیز می‌توان گفت آن‌که: عزیزان عزیزتر می‌شوند هرچند که بدخواهان وکینه‌توزان، قصد خوار کردنشان داشته باشند، وخائنان هرچه کنند، با آب کوثر هم، نه‌توانند، پاک کنند آثار خیانت خویش. این ماه خداست و خود اوست پاداش اعمال روزه‌داران.

 

پهلوان الياس | موضوع اجتماعی | شنبه، 7 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هشت 
(نظر بدهید.)

 تورجـــــــان
 نیمه‌ی اول سال گذشته وقتی کسی با لحنی ناراحت قصد داشت اغلب طبله‌ها و نوع آموزش‌هایشان را نکوهش کرده و به دور از نسل امروز، آکثریت آنان را یکی دانسته و به قول معرف همه را با چوب به‌راند، تعدادی از طلبه‌ها و روحانیان  با گرایش‌های متفاوت سیاسی ولی منصف و مردمی از جمله وبلاگ طلبه‌هائی مثل فرزند شهید فتحی را مثال آوردم. با توضیحات بیشتر، گوئی آرام گرفته وقانع شد که نه‌باید  مسائل جامعه خصوصا سیاسی را، فقط سیاه وسفید دید، بلکه طیف‌های زیادی از رنگ‌ها مختلف از دامنه‌ی سفید تا سیاه قابل مشاهده است.  هیچ‌کدام از این طیف‌ها قابل انکار نه‌بوده و  نمی توان نادیده انگاشت.
  نویسنده‌‌‌‌‌‌‌ی تورجان از زاویه‌ی دید خود مسائل جامعه خصوصا حوزه و طلاب را بررسی می‌کند که برای خیلی از ما که به امور حوزه و روحانیت آشنا نیستیم، جالب و خواندنی است. عنوان زاویه‌ی دید خودشان را از این باب آوردم که در تحلیل‌های  ایشان جناح و افراد خاصی مد نظر برای انتقاد نیست.  وی حتی سخنان مرجعی مثل آیت‌الله صانعی را هم نقد کرده و بر بعضی نظرات‌شان خرده گرفته اند. او نقد به تعبیر خودشان بی‌رحمانه‌ی نوشتار ویا گفتار افراد وشخصیت‌ها را با کلماتی بهداشتی عنوان می‌کنند که امکان سوء استفاده از آن‌ها مسدود می‌شود. در توضیح بی‌رحمانه‌ی نقد آورده که رمز ماندگاری کتاب‌های دکتر شریعتی در معرز نقد بودن آن است.(شریعتی چهل سال است که بی رحمانه نقد می شود )
   اگر بزرگان حوزه حتی به اندازه‌ی ایشان در تحلیل مسائل و مشغله‌های ذهنی جوانان همت می‌گماردند، شکاف نسل‌ها به عمق امروز نمایان نمی‌‌‌شد.

 

پهلوان الياس | موضوع اجتماعی | شنبه، 13 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 
(نظر بدهید.)

 

 أين الرجبيّون؟

 

ماه رجب ماه با برکتی است. این ماه را مناسبت های مهمی است.

اول رجب: سالروز ولادت پيشواى پنجم, حضرت امام محمد باقر ـ عليه السلام
دوم رجب: امام على بن محمد الهادى عليهما السلام, دهمين امام و پيشواى شيعيان
دهم رجب : امام نهم, حضرت محمد بن على الجواد عليهماالسلام
(13 رجب) روز ولادت اميرالمومنين عليه السلام
25 رجب : شهادت هفتمين اختر تابناك آسمان امامت و ولايت حضرت امام موسى كاظم ـ عليه السلام 
۲۷ رجب : يكى از بزرگ ترين اعياد اسلامى است. روزى است كه رسول خدا به پيامبرى مبعوث شد

حلول ماه رجب‌المرجب  و تولد امام باقرالعلوم را به علم دوستان و ومسلمانان پیروش تبریک وتهنیت عرض می‌نمائیم.

 

پهلوان الياس | موضوع مذهبی | چهارشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت 
(نظر بدهید.)